حسين شريعتمداري كيست؟

حسین شریعتمداری، روزنامهنگار ایرانی و مدیر مسئول روزنامه کیهان و همچنین انتشارات کیهان است. وی توسط سید علی خامنه ای - رهبر جمهوری اسلامی ایران - به این سمت انتخاب شده است. در ماه مه سال ۲۰۰۶، روزنامه ٔفایننشال تایمز در فهرستی از تأثیرگذارترین تفسیرگران در کشورهای متفاوت، او را بهعنوان «تأثیرگذارترین تفسیرگر» ایرانی معرفی کرد.
او سردبیر روزنامه کیهان ارگان غیر رسمی اولترامحافظه کاران جناح راست کشور است ، مردی که از او به عنوان ” شعبون بی مخ ” حیطه مطبوعات کشور یاد میکنند و القابی مانند ” حسین بازجو ” یا ” عنصر اطلاعاتی ” به او زیاد میچسپانند .
شیوه انتقاد حسین شریعتمداری از طرف مقابلش و چسپاندن انگ هایی مانند ضد نظام بودن ، صهیونیست بودن و ضد ولایت فقیه بودن ، جاسوس بودن ، مرتد بودن و ….. شیوه ایست بس آشنا برای مطبوعاتیان و فعالین سیاسی کشور ، به طور کل هرکس که مخالف نظرات طیفی که ایشان به آن وابسطه اند و نمایندگیشان را برعهده دارند باشد و عمل کند ، به صورت اتوماتیک انواع و اقسام این انگ ها و تهمت ها را دریافت میکند و در این میان فرقی نمیکند که او که بوده و که هست ! حال میخواهد بزرگی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی باشد یا مرجع تقلید عظمائی مانند آیت الله شیخ یوسف صانعی !
در قاموس ایشان و همفکرانشان هرکس که خلاف نظرشان بیاندیشد یا مرتد است ، یا منحرف است ، یا ضد اسلام است ، یا ضد ولایت فقیه ، یا ضد نظام و جاسوس غرب و صهیونیسم بین الملل و یا هزار چیز دیگر ……
اگر سیری بر نوشته های تند ایشان در روزنامه کیهان بیاندازید همه نوع قشری را در بین مورد انتقاد قرارگرفته ایشان میبینید ، از فعال دانشجویی گرفته تا فعال جنبش زنان و کارگری و معلمی ، از بنیانگذاران انقلاب و یاران نزدیک رهبر فقید انقلاب گرفته تا بزرگان جبهه اصلاحات و غیر اصلاحات ، از روزنامه نگاران برجسته گرفته تا نخبگان حیطه های مختلف سیاسی و اجتماعی و ….. که روی هم رفته اگر فردی را یافتید و دراین لیست نبود باید یا برخود شک کنید و یا بر فرد مذکور !
حسین
شریعتمداری نماینده رهبری است در روزنامه کیهان، صدای محافل اطلاعاتی و
امنیتی است در مطبوعات و چماق سرکوب برعلیه مخالفین. او سالهاست که صحنه
گردان بسیاری از سناریوهای سرکوب دگراندیشان و مخالفین نظام است سالها در
مقام بازجو و ریاست گروه اجتماعی وزارت اطلاعات فعال بوده است واکنون با
تسلط بریکی از پرتیراژترین نشریات کشور با حمایت محافل امنیتی و اطلاعاتی
بدون کمترین واهمهای در پاسخگویی، روزنامه کیهان را به تریبون اتهام
زنی، پرخاش و پروندهسازی برعلیه مخالفین تبدیل کرده است.
کمترین
مخالفتی از نظر حسین شریعتمداری، همدستی با غرب است. او متخصص پیدا کردن
رابطهی محافل و افراد و شخصیتهای سیاسی، فرهنگی، حقوق بشری با
دستگاههای اطلاعاتی غربی است. از نگاه حسین شریعتمداری هر مخالفتی با
دستگاه امنیتی در چهارچوب پروژه تغییر نظام و انقلاب مخملی است. مخالفین
همگی بخشی از شبکه لابی ایالات متحده بوده و در خدمت دستگاههای اطلاعاتی
غربی بویژه امریکا مشغول توطئه هستند.
حسین شریعتمداری طی سالهای
گذشته شیرین عبادی، اکبر گنجی، مرضیه مرتاضی، فرح کریمی، اروند
ابراهامیان و ناصر زرافشان و دهها تن دیگر از شخصیتهای ملی، حقوق بشری
و فعالین جنبش زنان و جامعه مدنی ایران را به عنوان شبکه لابی ایالات
متحده متهم نموده و با پرونده سازی بر علیه آنها در جهت ترور شخصیت و
تهییج افکار عمومی وسرکوب آنها برآمده است..
شیرین عبادی یکی از شخصیتهایی
است که حسین شریعتمداری و دستگاه امنیتی-اطلاعاتی در ایران مورد اتهام و
هدف ترور شخصیتی قرار دادهاند. فعالیتهای انساندوستانه ، حقوق بشری و
دفاع از کودکان و حمایت جانانه از فعالین جنبش زنان و دفاع شجاعانه وی از
همه فعالین سیاسی-مطبوعاتی و دانشجویان زندانی ودربند و پیگیری
پروندههای قتلهای مرموز در زندانها برکسی پوشیده نیست. شیرین عبادی با
عملکرد خود در تمامی سالهای گذشته نه تنها احترام و اعتماد محافل صلحدوست
و دمکراتیک و حقوق بشری ایران را از آن خود کرد که با دریافت جایزه صلح
نوبل به عنوان اولین شخصیت حقوق بشری ایرانی موجبات افتخار جامعه
ایرانیان در سراسر گیتی گردید. شخصیت شیرین عبادی و مواضع انساندوستانه
حقوق بشری ایشان و دفاع ایشان از تحول دمکراتیک و مسالمت آمیز در کشور به
مانند خاری است در چشم دشمنان آزادی و مخالفین صلح و حقوق بشر.
شیرین
عبادی بارها و بارها با دریافت نامهها و تلفنهای تهدیدآمیز و پیامهای
مشکوک تهدید به مرگ شده و تمام این تهدیدات صرفا به منظور آن است که
ایشان از فعالیتهای حقوق بشری، صلح دوستانه و حمایتهای مادی و معنوی
خود از مبارزان راه آزادی و حقوق بشر دست برداشته و خانه نشین شود و یا به
خارج از کشور پناه آورده و عزلت گزیند.
اکبرگنجی شخصیت دیگری است که مورد حمله برادر حسین است. اکبر گنجی بهای گناه بزرگ افشاگری برعلیه مافیای جنایت را با تحمل ۶
سال زندان پرداخت. خبر اعتصابغذاهای تاریخی اکبر گنجی در زندان و
تصویرهای نیمه جان او پس از روزها اعتصاب غذا برروی آنتهای خبری و صفحات
روزنامهها نیز به اندازه افشاگریهای او حکومت را در مقابل افکار عمومی
جهانی و مردم کشور رسوا میساخت.
اما بزرگترین گناه نابخشودنی اکبر
گنجی عدم پذیرش دیدار با بوش بود. و این در حالیست که بسیاری برای گرفتن
عکس یادگاری با دربانهای وزارت امور خارجه و یا وزارت دفاع امریکا سرودست
میشکنند و بسیاری از رهبران و دلالان سازمان تروریستی مجاهدین پشت درب
اتاقهای انتظار مقامات اطلاعاتی و سیاسی و نظامی با کیفهای پر از
اطلاعات جمعآوری شده به دنبال معامله برای بیرون آوردن نام سازمان
مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی بوده و برای اجرای پروژه های جاسوسی،
تخریب، بمب گذاری و ترور با کمترین قیمت خود را به مناقصه گذاشته اند.
البته با این افتخار که در دوران برادر بزگتر مجاهدشان صدام سالها تجربه
جاسوسی وترور و بمب گذاری راتحت نظرمقامات استخبارات عراق در انبان
تجربیات اندوختهاند.آنچه
که در دوران افشاگری های اکبر گنجی و یا عمادالدین باقی، درباره حسین
شریعتمداری نماینده ولی فقیه و سرپرست موسسه انتشاراتی کیهان گفته و
نوشته شده اگر روزگاری دادگاهی برای وی تشکیل شود بعنوان اظهارات و
اتهاماتی که به وی وارد شده باید رسیدگی شود
حسین شریعتمداری در مقالهای در مورخ ۵\۱۰\۷۸ روزنامه کیهان که خود مدیر مسئول آن بود نوشت:
"دعوت از اینجانب برای بحث و گفت و گو با زندانیان گروهکی از جانب حجت الاسلاممجید انصاری صورت گرفته بود...آن هنگام را اینجانب جزو پربرکت ترین ایام عمر خود میدانم که بر اثر آن تعداد قابل توجهی از عناصر گروهکی بریده از انقلاب و مردم به آغوش انقلاب و ملت بازگشتند."
روزنامه نیویورک تایمز، چاپ آمریکا گزارشی به قلم مایکل اسلکمن، گزارشگر خود در تهران درباره حسین شریعتمداری، روزنامه نگار ایرانی که هدایت روزنامه کیهان را از سوی رهبر ایران به عهده دارد، نوشته است:
مایکل اسلکمن گزارش خود را با محکومیت به حبس ابد حسین شریعتمداری در 27 سالگی به خاطر عقاید سیاسی اش آغاز می کند و به شکنجه وی از جمله کشیدن ناخن های پا و دست، کشیدن دندان ها و وارد کردن شوک الکتریکی می پردازد و می گوید که هنگامی که متحدان او به قدرت می رسند و او از زندان آزاد می شود، چه اتفاقی می افتد؟
به نوشته مایکل اسلکمن، حسین شریعتمداری که دندان هایش را در شکنجه پلیس مخفی زمان شاه از دست داد، امروز مایه هراس بسیاری از مردان کشورش است.
او به صدای تندروهای ایران تبدیل شده است، نه فقط تندرو که افراطی و آشتی ناپذیر.
به نوشته نیویورک تایمز، او قد کوتاهی دارد و ریشی جو گندمی و رفتاری متواضعانه. کمتر کسانی از مصونیت آقای شریعتمداری برخوردارند. سمت رسمی وی، نماینده آیت الله خامنه ای، رهبر ایران در روزنامه کیهان است و ارتباطات نزدیکی هم با سازمان های اطلاعاتی دارد.
حسین شریعتمداری واژه بنیادگرا را دوست ندارد و لفظ اصولگرا را ترجیح می دهد. او هدفش را پرورش سیستم مذهبی (جمهوری اسلامی) می داند که تقریبا 30 ساله است و کماکان در جستجوی راه خود است.
وی می گوید که هنوز افرادی هستند که ارزش ها را به چالش می گیرند و منظورش از چالش " افرادی هستند که درباره ارزشهای سیستم(حکومتی) بحث می کنند."
مدیر مسئول کیهان می گوید زنانی که محدودیت های لباس را نادیده می گیرند و روسری خود را عقب می کشند، مردانی که از مدل های موی بی بند و بار استفاده می کنند، روحانیونی که بنیاد های مذهبی تئوری ولایت فقیه را زیر سئوال می برند، از این دسته از افراد به شمار می روند.
گزارشگر نیویورک تایمز در گزارش خود به تاریخچه روزنامه کیهان می پردازد و می گوید که این روزنامه ابتدا در سال 1942 منتشر شد و بعد به صدای انقلاب ایران تبدیل شد.
امروزه این روزنامه به نوشته مایکل اسلکمن، هفتاد هزار نسخه تیراژ دارد و هزار کارمند در اروپا، آسیا و خاورمیانه دارد. کیهان به انگلیسی نیز منتشر می شود.
منتقدان این روزنامه می گویند که کیهان تنها ابزاری در دست سازمان های اطلاعاتی است. ماشاالله شمس الواعظین، که پیشتر در کیهان کار می کرد و 15 سال پیش از زمان پیوستن آقای شریعتمداری، این روزنامه را ترک کرد، می گوید: "حقیقت آن است که کیهان، یک روزنامه اطلاعاتی است."
این گزارش می گوید: حسین شریعتمداری 58 ساله دفتری در قسمت مرکزی شهر دارد. در ساختمانی که یادآور دفتر حزب حاکم شوروی سابق است. او همیشه شخصا از مهمانانش استقبال می کند. در میز کنفرانس او سیب، انجیر، هندوانه و میوه های فصل دیده می شوند.
در مورد او شایعات مختلفی وجود دارد از میلیون ها دلار پول در خارج از کشور تا تملک قصری در کانادا اما مصطلح ترین شایعه در مورد او، بازجو بودن وی در سازمان های اطلاعاتی است.
آقای شریعتمداری می گوید که چنین سخنانی بی پایه هستند. البته او می گوید که از وی در برخی مواقع خواسته شده تا با زندانیان صحبت کند و می افزاید که با مسرت، بازجو می شد.
آقای شریعتمداری در جوانی می خواست دکتر شود. در ایران در این رشته درس می خواند و کار می کرد و به گسترش عقاید آیت الله خمینی کمک می کرد. اما بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.
سپس انقلاب رخ داد و او از زندان آزاد شد. اولین توقف وی در سپاه پاسداران بود که در حین جنگ ایران و عراق، از فرماندهان آن بود.
گزارشگر نیویورک تایمز می گوید آقای شریعتمداری در حین این مدت آرام و خویشتن دار بود اما رفتارش هنگامی که از او درباره مقاله اش درباره بحرین پرسیده شد، تغییر کرد.
وی گفت: "اینها کشورهایی هستند که حتی 200 سال هم سابقه ندارند، که ظاهرا اشاره وی نه تنها به بحرین بلکه به کل کشورهای منطقه خلیج فارس بود."
هنگامی که مصاحبه با آقای شریعتمداری پایان یافت، وی دست داد و دست راستش را به نشانه صداقت و مهر و محبت روی قلبش گذاشت و به هر کدام از مهمانانش کادویی داد. کیفی که از روزنامه کیهان پر شده بود.
همسر شریعتمداری تنها معاون وزیر کابینه
با انتصاب چندی پیش همسر مدیرمسئول «كیهان» به معاونت وزارت بهداشت، به نظر میرسد وی، تنها معاون وزیر زن كابینه است.
به
گزارش خبرنگار «تابناك»، دو هفته پیش، با ایجاد معاونت جدید دانشجویی و
فرهنگی وزارت بهداشت، عصمت باروتی به عنوان تنها معاون زن وزیر بهداشت در
این سمت منصوب شد.
كامران باقریلنكرانی، وزیر بهداشت، در
اینباره گفت: چون حدود دو سوم نیروهای وزارت بهداشت خانمها هستند و
عملاً حجم بالای كارها در این وزارتخانه توسط خانمها انجام میشود، این
بار تصمیم گرفتیم معاونت جدید امور فرهنگی و دانشجویی را به یكی از
خانمهای عضو هیأت علمی دانشگاهها بسپاریم.
وی گفت: البته معتقدیم كه خانمها كار را بهتر از آقایان انجام میدهند.
تا
پیش از این امور دانشجویی و فرهنگی دانشجویان و دانشگاههای علوم پزشكی
زیر نظر معاونت آموزشی وزارت بهداشت اداره میشد كه به علت حجم بالای
وظایف این معاونت، پس از سالها دوباره این مجموعه مجدداً جدا شد و به
صورت مستقل درآمد.
گفتنی است، یك ماه پیش هم حسین شریعتمداری به عنوان بهترین منتقد كابینه دكتر احمدینژاد از سوی رئیسجمهور جایزه گرفت.
برگرفته از سایت cloob.com
